تلاش برای نابودی الواح گلی عیلامی
با کمال تاسف ، طی حکمی از طرف یک قاضی آمریکایی ،گل نوشته های مربوط به دوره ما قبل هخامنشیان ، بایستی به حراج گذاشته شوند تا از پول حاصل از فروش آنها ، غرامت چند یهودی کشته شده در یک بمب گذاری انتحاری در اسرائیل پرداخت گردد! یهودیان ادعا می کنند ، این بمب گذاران از طرف دولت ایران حمایت می شدند، لذا غرامت آسیب دیدگان از این حادثه ، بایستی توسط ایران پرداخت گردد. اما چون دولت ایران با آمریکا روابط سیاسی ندارد ، از دارائیهای بلوکه شده ایران در آمریکا و یا اموالی که متعلق به ایران است ، می توان استفاده نموده و پول این غرامت را تامین نمود. از نظر آنها این الواح که به طور امانت نزد این دانشگاه قرار دارد ، جزو اموال دولت ایران محسوب می گردد.
اما اینها همه ظاهر قضیه است ، ببینیم این مساله از کجا نشات می گیرد.
دانشگاه شیکاگو الواح گلی عیلامی را در سال ۱۳۰۷، و در پی حفاری های زیاد در محوطه اطراف تخت جمشید ، به دست آورده است. بنا های عیلامی خشتی متعددی که بسیار وسیع تر از تخت جمشید بوده اند در اطراف این بنای سنگی وجود داشته است. باستان شناسان غربی که عمدتاً هم یهودی بودند ، ضمن تخریب بنا های خشتی اطراف تخت جمشید ، که متعلق به عیلامیان ماقبل هخامنشیان بوده اند، سعی در تاریخ سازی برای ایرانیان نمودند، به طوریکه بر همگان مسلم شود که تاریخ تمدن ایران ، از ۲۵۰۰ سال پیش و با آمدن هخامنشیان به سرزمین عاری از سکنه ایران آغاز شده است و با بنای تخت جمشید به اوج شکوفایی خود رسیده است. حکومت های اشکانیان و ساسانیان که از خاندان های ایرانی آنزمان بوده اند ، بعد ها به قدرت رسیده اند و تمدنهای باشکوهی ! را بنا نهاده اند ، اما در سال ۶۰۰ بعد از میلاد یعنی حدود ۱۳۰۰ سال پیش با حمله وحشیانه اعراب تمدن با شکوه ایرانی که از دوره هخامنشیان شروع و تا زمان ساسانیان ادامه داشته است ، به ناگاه فرو میریزد و از بین می رود! بعد ها حملات ترکان و مغولان وحشی این فرایند تخریب تمدن ایرانی ! را تکمیل می کنند. با این پیش زمینه تاریخی طراحی شده توسط شورای جهانی یهود ، با روی کار آوردن دیکتاتوری به اسم رضا خان ، سعی در احیای تمدن فرضی هخامنشیان و شکوه شاهنشاهی کورش و داریوش می نمایند . و البته در این بین باید دشمنان تمدن دروغین هخامنشی ، یعنی ترکان و اعراب نیز در هویت پارسی هضم و استحاله شوند.در این باره اظهارات آقای عباس سلیمی نمین نیز جالب و خواندنیست. ایشان در مصاحبه با خبرگزاری فارس نیز برای اولین بار از یک رسانه رسمی حقایقی را از تاریخ ایران باستان فاش نموده اند ، که محافل آریا پرستی را به وحشت انداخته است. چرا که می بینند مانند طفل شیر خواره ای که به پستانک مصنوعی دلخوش کرده بود ، حالا همان پستانک۱ شکوه هخامنشی و آریایی را از دست رفته می بیند و در تقلا و تلاش برای بازپس گیری آن است ، غافل از آنکه دوره خود فریبی با آن مهملات یهود بافته دیگر به سر رسیده است. باید تاریخ ایران و خاور میانه را همانطور که بوده است بازشناخت ، نه آنطور که خوشایند عده ای از ملت سازان فارسی گراست.
به نظر شما از گزاره های منطقی زیر چه نتیجه ای می توان گرفت :
۱- تعداد ۲۳۰۰۰ لوح گلی در اوایل روی کار آمدن پهلوی اول توسط باستانشناسان یهودی دانشگاه شیکاگو ، در اطراف محوطه تخت جمشید کشف و ظاهراً برای مطالعه به آن دانشگاه منتقل می شود.
۲- باستانشناسان یهودی ادعا می کنند که این الواح مربوط به دوره هخامنشیست.
۳- یهودی ها هخامنشیان منتسب به قوم مجعول آریا /پارس و در راس آنها کوروش و داریوش را ناجی خود می دانند.
۴- اخیراً محققی به نام ناصر پورپیرار در تحقیقی جدید، تعلق این الواح و بناهای خشتی اطراف تخت جمشید به عیلامیان را برملا نموده است.
۵- یهودیان در صدد نابودی این الواح از طریق حراج آن هستند.
حالا خودتان ببینید چه نتیجه ای می توان از این گزاره ها گرفت . از نظر من که مثل روز روشن است که دارند چه بلایی بر سر تاریخ گذشته این مردم می آوردند و چگونه سعی در محو رد پای یهود در دربار هخامنشی می نمایند.
۱. اشاره به بخشی از شعر "مرز پرگهر" فروغ فرخزاد :
دیگر خیالم از همه سو راحتست
آغوش مهربان مام وطن
پستانک سوابق پرافتخار تاریخی
لالایی تمدن و فرهنگ
و جق و جق جقجقهء قانون ...
آه
دیگر خیالم از همه سو راحتست
